تبليغاتX
اسیر سرنوشت

اسیر سرنوشت

يک داستان عاشقي واقعي

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 19:10  توسط امین@  | 

نقاشی های 3 بعدی

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 18:27  توسط امین@  | 

راه بهشت(داستان زیبا و خواندنی)

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 20:1  توسط امین@  | 

تصاویر ناز از خرگوش های کوچولو

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 16:27  توسط امین@  | 

نوشته ای زیبا درباره زندگی

نمي توانيم گذشته را تغيير دهيم
تنها بايد خاطرات شيرين را به ياد سپرد
و لغزشهاي گذشته را توشه راه خرد سازيم
نمي توانيم آينده را پيش بيني کنيم
تنها بايد اميدوار باشيم
و خواهان بهترين و هر آنچه نيکوست
و باور کنيم که چنين خواهد شد
مي توان روزي را زندگي کرد
دم را غنيمت شمريم

و همواره در جستجو, تا بهتر و نيکوتر باشيم
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 14:34  توسط امین@  | 

عکس های زیبای(Love)

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 9:31  توسط امین@  | 

داستان رمانتیک عاشقانه!!!

لطفا به ادامه مطلب بروید!!!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 15:47  توسط امین@  | 

دلم بچهگی هامو میخواد........

کوچيک که بوديم چه دل هاي بزرگي داشتيم

حالا که بزرگيم چه دلتنگيم

کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را

از نگاهش مي توان خواند

اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد

و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم

سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست

دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد

بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!!

بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند

بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمد
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 16:59  توسط امین@  | 

نفسسسسس...

ر

تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی


من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم


چه امید عبثی


من چه دارم که تو را در خور ؟


هیچ


من چه دارم که سزاوار تو ؟


هیچ


تو همه هستی من ، هستی من


تو همه زندگی من هستی


تو چه داری ؟


همه چیز


تو چه کم داری ؟

 

هیچ


بی تو در میابم


چون چناران کهن


از درون تلخی واریزم را


کاهش جان من این شعر من است


آرزو می کردم


که تو خواننده ی شعرم باشی


راستی شعر مرا می خوانی ؟

مي خوام بگم : دوست دارم! به پنجره به آسمون!



به اين شب آينه دزد! به تک درخت کوچه مون!



مي خوام بگم : دوست دارم! به تو ! به اسم نقطه چين!



به گريه هاي بي هوا! به کولي کوچه نشين!



مي خوام بگم : دوست دارم! به هر رفيق و نارفيق!



به شاعران بي غزل! به جنگلهاي بي حريق!



مي خوام بگم : دوست دارم! به قاتلم ! به روزگار!



به اون کسي که ميندازه به گردنم طناب دار!





دنياي ما عوض مي شه ، تنها با اين جمله ناب:



دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم تو اين عذاب!





مي خوام بگم : دوست دارم! به بادبادک به مدرسه!



به ترکه ي خيس انار ، کنار درس هندسه!



مي خوام بگم : دوست دارم! به مرغ عشق بي قفس!



به جغد پير بد صدا! به ني زناي بي نفس!



مي خوام بگم : دوست دارم! به هر چي خوبه ، هر چي بد!



به خونه هاي کاگلي ! به سيباي توي سبد!



مي خوام بگم : دوست دارم! به بغض تلخ انتظار !



به بدترين فصل سفر! به اخرين سوت قطار!





دنياي ما عوض مي شه ، تنها با اين جمله ناب:



دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم تو اين عذاب

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 16:57  توسط امین@  | 

داستانی زیبا(مرکز خرید)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 16:51  توسط امین@  |